گمان مبر که به پایان رسید کار مغان ، هزار باده ی ناخورده در رگ تاک است
کثرت حمایتهای رهبری از دولت نهم بر هیچ کسی پوشیده نیست با این حال این دولت چنان ناسپاس است که - بزرگترین سرمایه خود وجناحش -رهبری- را که هرگاه کم می آورند از کیسه ایشان خرج می کنند و برای کوچکترین اقدامات شان «منویات معظم له» را شاهد مثال می آورند - به زحمت می اندازد تا در برابر تصمیمات ومصوبات آن – نظیرماجرای سازمان حج وزیارت- واکنش نشان دهند و هر چند آنها در سایر موارد به هواداران خود اعلام می کنند که:« عنصر ولایی باید از «سکوت آقا»منظورشان را بفهمد و حتما نباید منتظر باشد تا «آقا» صریحا موضع گیری کنند بعد او دست به کار شود» ، وقتی نوبت به خودشان می رسد نه به« سکوت آقا» نظری می اندازند نه به نظرنماینده ی ویژه ی «آقا» وقعی می گذارند. به راستی چرا کار به جایی رسیده که شخصیتهای مورد علاقه ی رهبری دست به کارهایی می زنند که ایشان ناچار شوند برای خنثی کردن اثر آن شخصا وارد کارشوند ؟این موضوعیست که در کشاکش مسائل روز مغفول ماند این قلم براین باوراست دلیل اصلی جنین مسائلی دور بودن جامعه از سطح مطلوبی از دموکراسی است آیا از دولتی که در یک فرایند نه چندان دموکراتیک به روی کارآمده می توان انتظار داشت که کار کردی دموکراتیک و منطقی داشته باشد ؟؟آیا جناحی که پیروزی آن به گاه دوری از قدرت،ناشی از حرمت شکنی و بی توجهی به کرامت انسان ها و جایگاه حقیقی و حقوقی آنها و بی توجهی به فرایندهای قانونی ونادیده گرفتن حدود وثغور قانون و....است آنگاه که همای قدرت را در آغوش می کشد قانون مند و اصولی وحقوقی رفتار خواهد کرد ؟؟؟وآیا چنین انتظاری از چنان دولتی منطقی ست؟؟؟؟ آنها که دیروز به اختیارات واقتدارات مقامات قانونی کاری نداشتند و حتی خواهان کم کردن اختیارات مسئولین جناح مقابل خود بودند چرا امروز به خود اجازه می دهند که حتی دراقیانوس بی کران اختیارات رهبری هم سرک بکشند؟وآنها که دیروز در مقابل زیاده خواهی دوستان قانون شکن خود سکوت می کردند چرا امروز از زیاده خواهی آنها می نالند؟ وقتی که کنش هاغیردموکراتیک هستند یک واکنش فرا قانونی ضرورت می یابد پس اگر همه به قانون و اصول زیست دموکراتیک پایبند باشند جامعه به واکنشهای فرا قانونی و گاه غیر دموکراتیک نیازی نخواه داشت بپذیریم که برون رفت از شرایط موجود و رسیدن به سعادت و توسعه ی ملی مستلزم پاگذاردن به شاهراه دموکراسی و حرکت به سوی توسعه ی سیاسی ست و لاغیر.آنها که این اصل مهم را انکار می کنند و باکردار خود در برابر دموکراسی و توسعه سیاسی می ایستند روزی خود را بر این خود کرده لعنت خواهند نمود. تا کلام بعدی بدرود این روزها فوتبال ایران همانند سایر اوضاع این مملکت دجار بی سامانی شدیدی است. پس از کنار رفتن (بهتر است بگوئیم کنار گذاشتن) علی دایی که آمدنش هم پر حرف و حدیث و کاملا غیرمنتظره بود بلافاصله اصول گرای فوتبال ایران سکان کشتی در گل مانده را در دست گرفت و از آنجا که مدیران ایرانی همیشه در حد و اندازه ای کمتر از پستی که به آنها می سپارند هستند جناب مایلی کهن در اندک مدتی با همه درگیری پیدا کرد و مجبور به استعفا شد و رکورد دار کوتاهی دوره سرمربی گری در ایران شد(البته پیش از او افشین قطبی این رکورد را تا نصف روز تقلیل داده بود اما سر تمرین و زمین بازی نرفته بود!)به هر ترتیب پس از کش و قوس ها و برو بیاها بالاخره از افشین خان دعوت شد تا با شرط و شروط این کشتی فرورفته تر از پیش را هدایت کندو باید دید او می تواند یا ...؟! البته این سوال از مسئولین ورزش همچنان باقی خواهد ماند که چرا در همان روزی که قطبی انتخاب شد با یک تلفن از مافیایی که دایی را برگزیده بود نظرتان تغییر ناگهانی کرد و اینچنین با مردم و فوتبال ایران کردید؟ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ دوم: انتخابات میگن این جناب میر حسین دیر آمده بد جوری دیروز تو مشهد گرد وخاک بپا کرده به نحوی که تاب از عده ای از بانوان ربوده و اونها را مجبور به عکس العمل های فلفلی کرده ولی خوشبختانه شدت جراحات زیاد نبوده است. یکی از دوستان میگفت دلیل این واکنش ها از طرف بانوان پاک دامن همراهی زهرا رهنورد با میر حسین بوده است!( البته محض اینکه این خانواده خیلی مخفی کار هستند میگم که این خانم همسر میرحسین می باشند!) نقل زیاد است ولی برخی هم میگن چون نمک همراه سیب زمینی ها توزیع نشده از گازهای فلفلی استفاده میشه که دم انتخابات این ملت شریف کمتر در صحنه باشند تا لطفی بشه در حق مستحقان و سفره ها بجای نفت پر بشه از انواع خوراکی های که میشه با سیب زمینی ساخت! ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ سوم: سفره بالا از سفره گفتم حیفم اومد این شعری که برام از دوستی رسیده (توسط پیامک) اینجا نیارم البته اون بیت آخرش که کمی خارج از دستگاه است و ملون شده خودم به این اثر ادبی اضافه کردم: یاد دارم در غروبی سرد سرد می گذشت از کوچه ما دوره گرد داد می زد:کهنه قالی می خرم دست دوم جنس عالی می خرم کاسه و ظرف سفالی می خرم گر نداری کوزه خالی می خرم اشک در چشمان بابا حلقه بست عاقبت آهی کشید بغضش شکست اول ماه است و نان در خانه نیست ای خدا شکرت ولی این زندگیست؟ بوی نان تازه هوشش برده بود اتفاقا مادرم هم روزه بود خواهرم بی روسری بیرون دوید گفت:آقا سفره خالی می خرید؟ گفت: آری می خرم اما به مفت چون که نفت است اندرونش در نهفت!
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت
22:53 توسط امیر حیدریان| |
اول: فوتبال
نوشته شده در جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت
13:56 توسط حسین افشاری| |


