گمان مبر که به پایان رسید کار مغان ، هزار باده ی ناخورده در رگ تاک است
در چند روز اخیر مهم ترین مباحث سیاسی پیرامون سخنرانی جنجالی آقای پالیزار بود که با موضوع افشاگری مفسدان اقتصادی در دانشگاه همدان صورت گرفته است . فارغ از صحت و سقم سخنان وی که خود بحثی مفصل و دیگر را می طلبد، دلایل بیان این سخنان می تواند از چند منظر مورد توجه قرار گیرد : * انتخابات ریاست جمهوری دهم * مستاصل شدن دولت از پاسخ گویی به افکار عمومی و انتخاب شیوه فرافکنی * دلسوزی و عدالت ورزی دولت عدالت محور * انتقام جویی از منتقدان سیاست های دولت انتخابات ریاست جمهوری دهم مطابق معمول از یک سال مانده به برگزاری انتخابات ریاست جمهوری، احزاب و افراد از دو راه تبلیغ و تخریب به بیان دیدگاه ها و نظریات خود در موضوع ریاست جمهوری می پردازند و امسال به دلیل نارضایتی های شدیدی که در میان خواص و عوام جامعه از دولت وجود دارد گمانه زنی های زیادی در مورد احتمال سنت شکنی مردم و حتی حامیان سابق و منتقدان فعلی رئیس جمهور وجود دارد که احمدی نژاد اولین رئیس جمهوری باشد که یک دوره ۴ ساله دوام بیاورد و دوره دوم رای نیاورد و این مساله باعث گردیده که حتی برخی اصول گرایان که در ابتدا سر خوش از انتخاب وی بودند اینک به تکاپو بیفتند و مهره چینی های جدیدی را آغاز نمایند که انتخاب لاریجانی به ریاست مجلس از جمله این رویکرد ها می باشد ولذا مشاوران رئیس دولت در کنار توصیه های تبلیغاتی که به وی می نمایند از وی خواهند خواست (و خواسته اند) که در تخریب فرد یا افرادی که احتمال نامزدی و یا حمایت از نامزدی در آنها عیان شود، کوتاهی ننماید تا وی ضمن دلگرم بودن به تایید شورای نگهبان و در سایه سایر الطاف باندی که همراهش هستند در دوره دهم ردای ریاست بر تن نماید! مستاصل شدن دولت از پاسخ گویی به افکار عمومی و انتخاب شیوه فرافکنی در سه ساله گذشته این اولین بار نیست که از جانب دولت به جای ارائه راه حل برای مشکلات موجود، شاهد تهمت و افترا به گذشتگان هستیم و این روند دیگر به طنزی در میان مردم تبدیل شده که حتی سر درد های اعضای دولت هم ناشی از بی لیاقتی دول قبلی است! این شیوه کار به مانند حرکات طفلی می ماند که همه گناهان متوجه خودش را به اشخاص حقیقی و موهومی اطرافش نسبت می دهد تا از زیر بار پاسخ به دیگران شانه خالی کند ولی غافل از اینکه نه وی در مفام آن خرد بجه است و نه مردم در جای آن دیگرانی هستند که نازش را بخرند و گوشش نپیچانند! دلسوزی و عدالت ورزی دولت عدالت محور برخی هنوز بر این باورند که از دلسوزی و عدالت ورزی دولت است که این افشاگری ها صورت می گیرد و امیدوارند که این ناجی هزاره سوم بساط ظلم و فساد را در ایران و در پی آن از جهان برچیند! اما در این میان جواب این سوال می ماند که توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می کنند! در همین سابقه سه ساله از آقایان آمار فساد و رانت خواری به حدی است که یک وزارت خانه فقط بایستی به صورت برداری از رانت های اقوام هیات محترم دولت و مشاوران و مباشران و معاونان و... بپردازد! شخص سخنران هم که در خبرها دارای فساد اقتصادی سنگیتی اعلام شده است! انتقام جویی از منتقدان سیاست های دولت در یکی دو سال گذشته حلقه منتقدان دولت از ابتدا گسترده ترگردید و شامل کسانی شد که روزی وروزگاری به حمایت از سیاست های دولت بر خواستند و بعد سکوت کردند واین اواخر دیگر تاب نیاوردند و به انتقاد پرداختند و چون از مدار این قمر(حمایت از دولت) خارج شدند محکوم به سقوط و فنا هستند و به هر طریقی که باشد بایستی مزه مخالفت را بچشند چه با خروج از لیست های انتخاباتی که باید رای می آوردند چه با عزل از خدمات وزارتی و دولتی وچه با اتهام مفاسد اقتصادی و.... به هر ترتیب فارغ از صحت و سقم سخنان و اتهامات نامبرده، این روند خلیفه کشی آینده روشنی نخواهد داشت و در آتیه ای نه چندان دور آتشی بر خواهد افروخت که همگان از جمله آتش بیار معرکه را خواهد سوخت!
نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت
21:49 توسط حسین افشاری| |


