تبليغاتX
تاک - در توقیف شهروندامروز
تاک

گمان مبر که به پایان رسید کار مغان ، هزار باده ی ناخورده در رگ تاک است

شهروندان ایرانی یکشنبه این هفته نشریه ی «شهروند امروز» را بر پیشخوان روزنامه فروشی ها ندیدند و این موضوعی است که در گذر سالیان برای روزنامه خوان های ایرانی عادی شده است مردم ایران عادت کرده اند که نشریات محبوبشان را فقط چند صباحی همراه خود ببینند و بس .   و «شهروند امروز» که پس از یک سال واندی کار حرفه ای توانسته بود جایگاه فخیمی در اذهان مردم به دست آورد به همان ایستگاه رفت  که مطبوعات پیش از او رفته بودند:   قله رفیع توقیف

آیا شمارگان شهروند به حدود یکصد هزار رسیده بود که خطرش را جدی یافتند یا تحمل بالانشینان طاق شده بود؟نمی دانم اما باید این سخن را بازگو کنم که زمانی که آخرین سرمقاله محمد قوچانی را قبل از توقیف شهروند خواندم نوشته ی او را بیش از آن که سرمقاله شهروند امروز بدانم شبیه «نامه قبل از خودکشی »یافتم نامه ای که در آن شخصی به توضیح مصائبی می پردازد که بر او رفته و او ناتوان از تحمل آن شرایط دست به چنین کاری زده است آخرین سرمقاله قوچانی-قبل از توقیف - با سایر نوشته های او در آن مقام فرق داشت قوچانی در مطلب خود اعلام کرده بود که دولت نهم در میان سایر دولتهای جمهوری اسلامی دورترین با نهاد روحانیت بوده و دورترین نسبت با نهاد مرجعیت را داشته است همچنین قوچانی معتقد بود که این دولت بیشترین میزان کذب و تکذیب را داشته و درمقابل حمایتهای رهبری ازخود صرفا به هزینه کردن از موقعیت رهبری پرداخته و بابرنامه ریزی جهت  راه اندازی ۳۰ حوزه علمیه در ۳۰ استان کشور قصد دارد که نوعی تازه از مناسبات دین و دولت که به سیاسی و حکومتی شدن دین منجر می شود را ایجاد کند سردبیر شهروند امروز در آن آخرین سخن از یکی از واقعیات امروز ایران پرده برداشته بود ومن برآنم که از میان بسیار مطالب شهروند ،حکومت این آخرین سخن را تاب نیاورد که:

«در واقع نظام جمهوری اسلامی بیش از آن که نگران جدایی دین از دولت باشد باید نگران جدایی دین از فردیت انسان ها باشد هنگامی که در جامعه ای سران دولت  در نسبت های کذب وتکدیب پیش قدم باشند از جوانان ونسل آینده آن چه انتظاری می توان داشت ؟........سکولاریسم تنها به معنای نفی حکومت دینی نیست نفی ایمان و نفی اخلاق دینی هم نوعی سکولاریسم است و از قضا عمیق ترین نوع آن .»در اینجا قصد مرثیه سرایی در رسای «شهروند امروز» را ندارم اما وظیفه خود می دانم که تاکید کنم استدلال هیات نظارت بر مطبوعات؛ در توقیف شهروند ضعیف تر از آنست که روزنامه خوان ایرانی آن را قبول کند

 در واقع وزارت ارشاد وظیفه دارد که از تولیدات رسانه ای در جامعه حمایت کند نه اینکه به دلیل آنکه نشریه ای در زمینه تخصصی انتشار خود فعالیت نمی کند و مدیر مسئول ندارد آن را توقیف نماید هر چند تصمیم هیات نظارت بر مطبوعات  در لعابی از قانون پیچیده شده است اما جای این سوال  را باقی می گذارد که: آیا هیات مذکور به قصد حمایت از این نشریه ی معتبر هیچ پیشنهادی بر ارائه یک مجوز قانونی ومرتبط به آنان داده بود؟؟؟؟

  آیا هیچ گزارش روشنی از وضعیت مطبوعات فعال در ایران وجود دارد که به سوالات ذیل پاسخ دهد که: 

شهروندان ایرانی به مطبوعات موجود چقدر اعتماد  دارند؟

میزان بازگشت مطبوعات فعلی به چاپخانه ها یا کارخانجات بازیافت چقدر است؟

آیا هیچ ساز و کاری برای تشویق مطبوعاتی که در فروش وتاثیربر مخاطب موفق بوده اند و تنبیه آن دسته از مطبوعات که در روزنامه فروشیها می مانند وجود دارد؟

روزنامه ها و نشریات وابسته به سازمانهای دولتی و حکومتی تا چه حد روی مخاطبان تاثیر داشته اند؟

در موسم انتخابات؛ مردم تا چه حد با کاندیداهای مورد حمایت رسانه های دولتی همراه بوده اند ؟

شمارگان حقیقی مطبوعات  در ایران چقدر است؟ سهم این مطبوعات در مطالعه شهروندان و سهم ایران در تولیدات مطبوعاتی جهان چقدر؟

جمهوری اسلامی موفق به تولید چند نشریه ی معتبر و تاثیر گذار در عرصه ی بین المللی شده است؟

 مطبوعات ایران تا چه اندازه بر روی مخاطب خارجی تاثیر گذاشته اند؟.

مقامات در گزارشهای خود ادعا می کنند که ایران آزادترین کشور جهان است !!!اما انسداد سیاسی  در ایران تا بدانجا پیش رفته است که حکومت حتی زمانی که منتقدان از زبان نرمتری استفاده می کنند نیز توان تحمل آنها را ندارد باید از گروه شهروند نیز به خاطر عدم توجه به چنین مسلماتی انتقاد کرد و نباید ناگفته گذاشت که این خود بازتابی از برخی  اشتباهات رایج اصلاح طلبان ایرانی است که خود به مخالف خود دستاویز می دهند تا به شکستشان کمر همت محکمتر کند . بگذریم

امروز گروه «شهروند امروز»در اندیشه ی آنست که خانه ای دگر جستجو کند و به یقین چندی بعد این گروه با نشریه ای دیگر به مخاطب خویش سلام خواهد داد اما بگذارید سخنم را با شعر شاملو به پایان برم که گفت:

« آن که می اندیشد

به ناچار دم فرو می بندد

اما آن گاه زمانه

                         زخم خورده و معصوم

                                                      به شهادت اش

                                                                         به هزار زبان سخن خواهد گفت»

                                                                                                تا کلام بعدی بدرود                           

نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 12:43 توسط امیر حیدریان| |