تبليغاتX
تاک - روشنفکر دینی مسئول!
تاک

گمان مبر که به پایان رسید کار مغان ، هزار باده ی ناخورده در رگ تاک است

این مطلب به بهانه ۷۵ امین سالروز تولد دکتر شریعتی نگاشته شده است.

<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>

روشنفکري ديني زماني پديد آمد که عده اي دريافتند که کارهاي ديني اي وجود دارد که روحانيت آنها را انجام نمي دهد يا از عهده انجام آنها برنمي آيد-يا نمي تواند يا غافل است- به همين سبب دينداران ديگري ظهور مي کنند که نقشي و کارکردي در جامعه مي يابند و ماندگار مي شوند.

 اساسا روشنفکران متعلق به دوران گذارند. يعني زماني که جامعه از دوراني به دوران ديگر انتقال مي يابد کساني پيدا مي شوند که اين انتقال را تئوريزه مي کنند. در اين گذار، صرف عبور کردن شرط نيست، بلکه قالب هاي مفهومي و تئوريکي که مشخص مي کند از کجا به کجا عبور مي کند، اهميت دارد.

روشنفکران چه ديني و چه غير ديني، وظيفه شان توصيف و تبيين چنين مفاهيمي است. وقتي قرار است در دين گذري و انتقالي اتفاق بيافتد، اين روشنفکر ديني است که اين انتقال را تسهيل نموده و تبيين تئوريک مي کند. کار روشنفکراني چون دکترشريعتي همين بوده است.

 دکتر شريعتي روشنفکري است که هم چشم بر "سنت" دارد و هم بر "مدرنيته" ، و عبور از سنت به مدرنيته را براي دينداران معنا مي کند تا از دنياي مدرن امروزي عقب نمانند. کسي که هم علم و هم فلسفه را بشناسد و هم دين را- دين به عنوان جزئي از سنت- و هم نسبت اين دو را دريابد و ارتباطي بين اين دو برقرار کند، روشنفکر ديني است.

 کاري که دکتر شريعتي انجام داد، نقد دين و فرهنگ ديني در يک جامعه ديني است واين مشکل ترين کارهاست. زيرا ورود در اين ورطه به معناي ايستادن در برابر کساني است که پيروي کورکورانه و متعصبانه از انديشه ي ديني دارند. ايستادن در برابر مقلدان است. ايستادن در برابر کساني که مذهبشان، مَکسَبشان است. روبرو شدن با زر و زور در جامعه ديني رسالتي بس سنگين و دشوار است و هر کس که در اين مسير قرار مي گيرد، عاقبت نامبارکي در انتظار اوست. دکتر شريعتي با علم به اين خطرات، دليرانه و عاشقانه و نه کاسب کارانه، در اين راه قدم برداشت و به حق او دردمندِ درد شناس است، شريعتي يک روشنفکر است اما يک روشنفکر مسئول.

 دکتر سروش در اين باره مي گويد: "شريعتي دردمندِ دردشناس بود و در مقام بيان اين دردها دلير نيز بود. ما به دليري در ميان روشنفکران حاجت داريم. تا کسي ذهن روشن و بصيرتِ در نظر نداشته باشد، شجاعتي در عمل پيدا نخواهد کرد. اين که کثيري از افراد در مقام عمل دودل اند، به علت آن است که در مقام نظر دودل اند. چون نمي توانند در صحنه ي واقعيت چه مي گذرد و چون تحليل درستي از مسير و غايت حرکت خود ندارند، به همان سبب هم، در مقام عمل چنان که بايد شجاع و چابک وکوشا نيستند. شجاعتي که در کار مرحوم شريعتي بود، نشان دهنده ي بصيرتي بود که در ذهن و ضمير او وجود داشت و آن سوزي که بر زبان او بود، نشانه ي آتشي بود که در ضمير او بود."

 دکتر شريعتي يک روشنفکر ديني است و يک روشنفکر ديني معتقد به تحول پذيري دين و مدرن شدن تفکر ديني است. روشنفکر ديني از بيرون بر دين مي نگرد نه از درون. و شريعتي بر چهره تحول پذير دين دست مي گذارد. چنين وجهي از دين تحرک و پويايي در دين ايجاد مي کند اما ثبات و يقين، دين را به رکود و جمود وتحجر مي کشاند و اين مي شود که دين از زمانه عقب مي ماند، و جامعه عامي و مقلدان ديندار که به دنبال ثبات و يقين در دين مي گردند، کساني را که چنين تفکري از دين عنوان مي کنند را در مظن اتهام قرار مي دهند و آن را بي حرمتي نسبت به دين و مقدسات مي دانند.

 کار شريعتي در جامعه ما نقد دين بود. شريعتي دين را جدي گرفته بود. شريعتي متدين است والگوهاي حرکت روشنفکرانه خود را حسين، زينب، علي، ابوذر و پيامبر قرار مي دهد و آنها را از شخصيت هاي مقدس ديني به الگوهاي عملي و محبوب و محترم تبديل مي کند. دکتر شريعتي از اين شخصيت ها الگوهايي براي نسل جوان و دانشگاهي مي سازد که جاي الگوهاي چپ کمونيست را مي گيرد و اين کار بس بزرگ است.

دکتر شريعتي که خود را بين سنت و مدرنيته قرار مي دهد و بين اين دو آشتي برقرار مي کند و به عبارتي بحث دنيوي کردن دين ونسبت دين و مدرنيته را مطرح مي کند، هم از جانب دينداران متهم به بي عملي و بي ولايتي مي شود و هم از ناحيه روشنفکراني که علاقه اي به دين ندارند، متهم به ربودن دل جوانان به سوي دين و سوق دادن به سمت امر انقلاب مي شود. و اين همان اثر درشتناک و خطرناک نقد دين در جامعه ديني است و اين چنين به شريعتي جفا مي شود.

 و اما شريعتي خود مي گفت با کساني سخن مي گويد که از نعمت محروميت برخوردارند، مي گفت کساني که کسبي و کاري دارند، همان تعلقشان برايشان بس است. دکتر مي گفت من با دانشجويان که از نعمت محروميت برخوردارند سخن مي گويم. حرف هاي من براي اينان شنيدني تر و پذيرفتني تر است و خوشبختانه اين قشر همچنان به شريعتي وفا دارند و پيام او در ميانشان موثر است. در ميان دانشجويان مسلمان ما هنوز آتش اشتياق به انديشه هاي شريعتي فرو ننشسته است. شريعتي راهي را پيش روي ما نهاده است که نه سنت است و نه مدرنيته،‌ نه افراط است و نه تفريط.

 انديشه شريعتي در يادمان زنده است و راه و مسئوليت شريعتي که همان مسئوليت روشنفکر مسئول است، امروز راه ما و مسئوليت ماست وامروز ۷۵ امین سال  تولد مردي را گرامی میداریم که نمادی است برای حرکت همه آنانی که سعادت بشر را در سر دارند و البته او بتی نیست که ما را محو خویش نماید تا در جا زنیم و از حرکت وامانیم

 

نوشته شده در شنبه دوم آذر 1387ساعت 22:15 توسط حسین افشاری| |