تبليغاتX
تاک - پیاده گان انقلاب ۵۷-۸ (دکتر کاظم سامی)
تاک

گمان مبر که به پایان رسید کار مغان ، هزار باده ی ناخورده در رگ تاک است

دکتر کاظم سامی کرمانی در سال ۱۳۱۳ در شهر مشهد به دنیا آمد . پدر و مادرش  اهل کرمان بوده که جاذبه مذهبی مشهد آنها را به سوی خود کشیده‌است هجوم نیروهای روس به مشهدو سختی زندگی در آن روزها که موجب می‌شد وی در سنین پایین مجبور به کسب در آمد برای گذران زندگی شود عشق به میهن وآرمان خواهی و مبارزه علیه استبداد رادر او زنده کرد.در دوران دبیرستان با مبارزات ملی شدن صنعت نفت آشناشده و در این راه آغاز به مبارزه نمود.

او تحصیلات خود را در رشته پزشکی دانشگاه مشهد شروع کرده و بنا به دلایلی تقاضای انتقال به دانشگاه تهران را کرده سر انجام موفق به اخذ مدرک تخصص روانپزشکی می‌شود.

فعالیت‌های بعد از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ او را فردی بار آورد که همیشه در جهت گردآوری گروه‌ها، احزاب و سازمان‌ها باشد، همیشه منافع ملی را بر منافع گروهی مقدم می‌شمرد و در این راه بزرگ ترین حربه او صداقت او بود.

زمانی که به خاطر طولانی شدن فعالیت‌های زیرزمینی، بسیاری از فعالان از میدان خارج شدند و نهضت مقاومت ملی به مرور از میان رفت، او از پا ننشست. هسته‌ای از جوانان و دانشجویان را برای روز مبادا حفظ کرد، به مطالعه وا داشت و به جلسات مختلف کشاند و روح مبارزاتی را همچنان داغ نگه داشت.

سامی همواره بدون تظاهر مسئولیت‌های بزرگ را به عهده می‌گرفت. در این جریان ابتدا مشکل ترین و بی سروصداترین کارها را بر عهده گرفت که ارتباط و سازماندهی دانشجویان مقیم خارج از کشور بود.

سامی در کانون نشر حقایق اسلامی به مدد کوشش‌های استاد محمدتقی شریعتی راهی تقریباً مشابه کوشش‌ های دینی بازرگان و طالقانی و همفکرانشان را در تهران پی گرفت.

تلاش برای به روز کردن اصول عقاید، پیراستن اسلام از خرافات و معرفی اسلام اصیل و متکی بر آزادی و عدالت و برادری، در جلسات منظم و هفتگی، تعقیب می‌شد. جلساتی که با پیشنهاد طاهر احمدزاده از زمستان سال ۱۳۲۳ سامانی تازه یافت.

کانون نشر حقایق اسلامی اما در تفاوتی معنادار با انجمن اسلامی دانشجویان آن روز، رویکردی نقادانه به مسائل اقتصادی- اجتماعی کشور داشت. تفسیرهای قرآن و نهج البلاغه استاد محمدتقی شریعتی و نیز طاهر احمدزاده در حقیقت سخنرانی‌هایی بودند که به ویژه جوانان مسلمان را تشویق به شرکت در مسئولیت‌های اجتماعی و مبارزات سیاسی می‌کردند.

از همین منظر بود که کاظم سامی ، علی شریعتی ، دل آسایی ، نظام الدین قهاری ، تاج الدینی ، سرجمعی ، برادران حکیمی ، ممکن ، خطیب ، نیک نژاد ، عرب زاده ، فضلی نژاد ، صفویه ، هراتی ، سرایدارپور ، شاکری نژاد و بسیاری دیگر از دل کلاس‌ها و جلسات کانون به نهضت خداپرستان سوسیالیست و سپس جمعیت آزادی مردم ایران (جاما) پیوستند.

جناح رادیکال حزب مردم ایران در نخستین کنگره این حزب در خرداد ماه ۱۳۴۲ طرح مبارزه قهرآمیز با رژیم و تغییر مشی جبهه ملی را به وسیله دکتر کاظم سامی و دکتر حبیب الله پیمان مطرح می‌کنند که با مخالفت اکثریت روبه رو می‌شود و در نخستین کنگره جبهه ملی مورد قبول قرار نمی‌گیرد و لذا کار مخفی این گروه برای پایه گذاری جنبش آزادی بخش مردم ایران (جاما) آغاز می‌شود. جاما در سال ۱۳۴۲ تاسیس و به جذب نیرو و گسترش فعالیت‌ها می‌پردازد و به زودی اکثر جوانان حزب مردم ایران و بعضی دیگر از فعالان وابسته به جبهه ملی در تهران و چند شهرستان جذب آن شده و با هدف براندازی نظام سلطنتی فعالیت می‌کنند.

 با پیروزی انقلاب، سامی به عنوان وزیر بهداری در کابینه مرحوم مهندس بازرگان منصوب شد. دکتر سامی اولین وزیر بهداری بعد از انقلاب بود که ضمن قبول این پست، مسئولیت حدود ۳۰ واحد درمانی دیگر را به عهده گرفت و ضمن ادغام واحدهای مشابه و کاهش بوروکراسی و حذف مخارج زائد، منشاء خدمات ارزنده‌ای گردید. قبل از استعفای دولت موقت در ۱۴ آبان ۱۳۵۸ چندین بار استعفای خود را به خاطر نارسایی‌ها و کمبودها و دخالت‌های بی مورد، تقدیم مهندس بازرگان کرده بود، اما نهایتاً چند روز زودتر از ۱۴ آبان استعفا داد ومورد پذیرش دولت بازرگان قرار گرفت.

دکتر سامی در انتخابات اولین دوره ریاست جمهوری نامزد شد ودر مجوع با اخذ ۸۹,۲۸۰ رای از کل ۱۴,۰۸۵,۲۴۳ رای پس از دکتر بنی صدر و دریادار دکتراحمد مدنی و پیشتر از داریوش فروهر ، صادق قطب زاده و حسن حبیبی قرار می‌گیرد.پس از آن به عنوان نماینده مردم تهران وارد مجلس شد . پس از اتمام دوره مجلس اول تا آخر عمر هیچ مسِولیت سیاسی نداشت.

ساعت ۳۰/۱۱ چهارشنبه ۲ آذر ماه ۱۳۶۷ شخصی که خود را غلام همتی معرفی می‌کرد، در واپسین ساعات کار طبابت دکتر کاظم سامی وارد مطب وی شده در فاصله کوتاهی ، با شنیدن فریادهای دکتر سامی ، همسرش سراسیمه از طبقه بالا (منزل) به طبقه پایین (مطب) مراجعه کرده و آن مرد را دشنه به دست و خون آلود در کنار فرق شکافته و پیکر غرق به خون دکتر مشاهده می‌کند . سامی دو روز بعد با وجود تلاش تمامی تیم جراحی و پزشکان در ساعت ۳۰/۲۱ روز جمعه ۴ آذر ماه ۱۳۶۷ به قتل رسید .انگیزه‌ها در مورد قتل هنوزدر پرده‌ای از ابهام است.اما ضربه زدن با چاقو آنهم به سر!! نشانگر هدف اصلی (ترور نوع فکر ودگر اندیشی) می‌باشد.شیوه‌ای در ترور که به عقیده بعضی همانند روش کاردر قتلهای زنجیره‌ای است!!!

انگيزة اين جنايت فجيع هرگز روشن نگرديد. و چيزي كه بر پيچيدگي و ابهام اين فاجعه افزود مرگ مشكوك قاتل، به فاصله چندروز،در يكي از حمامهاي اهواز بود. از سوي مقامات قضائي علت مرگ قاتل دكتر سامي خودكشي با طناب اعلام شد. در حالي كه گزارش پزشك قانوني بر خلاف اين امر گواهي دارد.

طي آن گزارش و آن چنان كه جسته و گريخته به گوش رسيد. قاتل قبل از خودكشي شدن ! به روش ديگري به مرگ غير طبيعي از دنيا رفته بود. به هرحال علت و انگيزة هردوي اين مرگها ناشكافته، ناگفته و نهفته باقي ماند. باقي ماند تا در روزي يا روزگاري ديگر پرده از روي حقيقت كنار رود و همراه ديگر قتل هاي مشابه رازها آشكار گردد و آمرين اصلي رسوا گردند.

با مرگ دكتر كاظم سامي ايران يكي از فرزندان لايق، باهوش و زيرك و كاردان خود را از دست داد. شهيد فقيد، يكي از با تقواترين و پاك دامن ترين مردان اين سرزمين بود!

نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 23:52 توسط حسین افشاری| |